گل یخ

امروز صبح ،از بس که اصرار کردی واسه هواخوری ، پنجره  رو کامل باز کردم تا با هم یک هوای صبحگاهی تازه رو دولپی گاز بزنیم ... با اجازه شما الآن چلهء زمستونه و کم مونده بود دوتاییمون سرما بخوریم . اما بابا اصیل مهربونت یه پتوی گرم دورمون کشید و گذاشت با خیال راحت از نسیم زمستانی لذت ببریم . وای که عجب بوی گل یخی میومد... من هم نفس عمیقی کشیدم تا توهم مثل خودم با عطر مست کننده گل یخ گیج و ویج بشی . بعد هم برات این شعر قشنگ رو خوندم ...

گل یخ ....

گل یخ ....

هر صبح ، تو می خندی ...

کوچک و ...

پاکیزه ....

بر ما تو دل می بندی ...

ای گل یخ شکوفا شو ...

شکوفا ...

همیشه ...

کوچک و ...

پاکیزه ...

پایدار باشی همیشه ......

/ 2 نظر / 12 بازدید
وقتی مامان گلی کوچک بود!

فدای تو بشم مـــ[بغل]ــن.. لذتشو ببر عزیزم که تصور شوری که تو داری منو سرشوق میاره و سرشار از انرژی میشم.. الهی که همیشه سلامت باشی گلم.. می گما یهنی واقها اگه بابا اصیل نبود همینجوری میخواستی وایســــــــی؟؟ [تعجب] خوبه تازه خوب شده سرماخوردگیت![قهر]..[چشمک] خیلی مراقب خودت باش دوست خوبم[قلب][قلب] یه چیزی: خوبه که این روزا تهران نیستی والا اگه این کارو می کردی درصد سرب معلق در خونت سر به فلک می کشید و هوش نی نی پر![نیشخند] نمی دونی داریم خفه میشیم گلم! خوب باش و خوب به خودت برس که چشم بهم بزنی نی نی اومده..[ماچ] راستی گفته بودم من عاشق این گل یخم.. همش رو با آهنگ خوندم و از عطر گلش مست شدم..[لبخند] دوست دارم.. تو بهترین مامان دنیایی..[گل]