بودن کنار تو

متین من  الآن 2 سال و 5 ماهش تمومه و بسیار باهوش و با نمکه . البته به قول معروف کس نگوید ماست من ترش است! این روزها یه وقتهایی می شه که فقط چند لحظه مبهوت تماشای متین می شم و بازیهاش و دنیاش رو فقط نگاه می کنم ... از فاصله ای نه خیلی نزدیک نه خیلی دور ... نه اونقدر دور که دیگه نتونم درکش کنم و نه اونقدر نزدیک که از بکارتش لذت نبرم. بیشتر از همیشه می فهمم که به حظورم و ارتباط مداومم با خودش حساس هست و از اون جایی که به خوبی حرف می زنه( البته با نمک مخصوص 2 سالگی) این موضوع رو مدام متذکر می شه . مثلا صبح که از خواب بیدار می شه می گه مامان بقلم کن ... و اگر چند دقیقه طول بکشه می گه چرا بقلم نمی کنی ؟!

روزهایی که من و شوهرم با تقسیم زمانمون مدام کنارش هستیم و نه فقط حضور جسمی بلکه در بازی هاش شریک می شیم و در طول روز قلبا بهش توجه کامل داریم خیلی خیلی خوب و خوش اخلاق و مهربون و آرومه . ما باهم در برنامه های متنوع مثل نقاشی، بازی با حجم های ساده، آشپزی، ماشین بازی، قایم موشک، بازی شمردنی ، تاب تاب و سرسره و ... شرکن می کنیم تا هر سه از باهم بودن لذت ببریم و البته یه مزیت بزرگ هم این برنامه ها داره که باعث می شه متین درخواست دیدن سی دی رو نمی ده و این خوب خیلی جالبه برای من ...

تلاش می کنم که بیشتر وقت باز کنم تا با متین باشم و در کارهای شخصیم هم مشارکتش بدم و سعی کنم که اگر حتی در حال تمرین هستم و متین از من می خواد که پیش اون باشم خواسته اش رو به خواسته خودم ترجیح بدم نه فقط برای احساس بهتری که در فرزندم ایجاد می شه بلکه برای تمرین از خود گذشتگی در همین زندگی ساده و در عین حال پیچیده خانوادگی ...

پسر گلم می نویسم تا بدونی که خیلی زیاد دوستت دارم و می دونم که گذروندن وقت با تو این روزها حتماً بهترین و با ارزش ترین کاریه که می تونم در زندگیم انجام بدم ... پس تو هم بدون که من تلاشم رو می کنم و امیدوارم که تو و مهمتر از تو خدای تو هم راضی باشید ...

الهی که پرچم امام زمان رو بالا ببری پسر نازنینم

این هم نقاشی زیبای پسرم که عاشق نقاشی کردن روی لگنش هنگام دستشوییه !بعد هم با آب آروم می شوردشون و به حرکت زیبای رنگ در آب نگاه می کنه

این هم عکس اتاق متینه که با کمک شوهرم روی کمدهاش این تصاویر رو کشیدیم .

آقا متین در خانه زینت الملوک در حال بررسی و اظهار نظر در مورد ارسی ها !

متین در کنار ساره کوچولو که چند روزی اومده بودن شیراز پیشمون . البته دخمر دایی لالا هستن!

 

 

/ 4 نظر / 13 بازدید
مامان اميرمهدي كوشمولو

قربونت برم من متين شيرينم.. خاله و اميرمهدي دلمون براتون خيلي تنگ شده [بغل] [قلب][گل][ماچ][گل][قلب][ماچ][گل][قلب][ماچ][گل][قلب] راستي چقدر ساره جوني شبيه مامان فاطمه اش شده، نـــــــــه؟ [چشمک] هزار ماشالله به هر دو گلا.. متين و ساره فسقلي [ماچ]

بهار رویایی

مادر شدن حس عجیبی ست یک زمانی عاشقش بودم ولی حالا........

فاطمه

[چشمک] مغز متین کوچولو داره میشه پر از سینابس! وااای! ساره توچولو رو!(توچولو به تقلید از متین) راست میگی مهدیه خانوم؟ آخ جون

نگار

سلام مامان تاتای. خیلی عکسای قشنگی گذاشتی . در ضمن از طرحای روی کمدتون خیلی خوشم اومد لطفا به ما هم سر بزنید و به منم یاد بدید.[گل]