قدر

امشب شب قدر است و و شاید معنای آن این روزها برای من "قدر دانی" است .

بعد از غیبتی نه چندان کوتاه ، و روزهایی نه چندان آسان ... قدر دانی من برای همه لحظاتی است که باز تو را کنار خود می بینم . برای همه خنده های ساده ات . برای همه حرکت های دست و پایت . برای همه حرفهای کودکانه ات .برای همه لطفی که خداوند به من داشت و تو را دوباره به من داد . قدردانی من برای حضور دوباره توست دو زندگی ام . قدر دانی ام برای نفسی است که دوباره می کشی ، هرچند مدتی از تو دریغ گشته بود ... قدر دانی ام بابت غذایی است که می توانی بخوری ، هرچند راه گلویت پیش از آن مسدود گشته بود . قدر دانی ام بابت کلامی است که بر زبان می آوری ، گرچه توانایی آن هم روزهایی از تو صلب شده بود . قدردانی من بابت تلاشی است که کردی دلبندم برای مبارزه با بیماریت ... برای شکست دادنش و برای بقا و برای دوباره خندیدن . فراموش نمی کنم روزی که پس از گذران روزهای سخت بی هوشی در آی سی یو ، به بخش جراحی منتقل شده بودی و من انتظار لبخندی هم از تو نداشتم ... و به اینکه چشمی بگشایی دلشاد بودم ...و قدر دانی می کنم از پروردگارم بابت لبخندی که آن لحظه با دیدن حرکات پاندای کنگفوکار بر لبت نشست و گویی جهانی را به من دوباره بخشیدند . قدر دانی می کنم بابت دوباره خانه آمدنت . بابت دوباره با ما بودنت . بابت صبرت و بابت قوی بودنت . بیهوده تو را متین ننامیدند دلبندم . هم آرام بودی و هم محکم ... و امیدوارم این روزهای درمان کوتاه شود و صبر ما بسیار . امروز که روز تولدم هم هست برای تو امیدوارم همیشه لباس سلامتی بر تن داشته باشی و روزگاری پر از شادی و امید بگذرانی . بهترین من ... از خالق جهان هستی قدر دانی می کنم بابت سختی که بر ما گذشت که در آن همه خیر بود و برکت ... قدر دانی می کنم از او بابت همه دعای خیری که بدرقه راهت کرد و بابت دلهایی که نرم کرد و محبت هایی که گشود ... قدر دانی می کنم از همه عزیزانی که هر لحظه و هر روز کنارمان بودند و هستند تا به هر وسیله ای سنگینی بار این روزها را بر دوشمان کم کنند .قدردانی می کنم از پزشکان دلسوزی که بذر امید را در قلب ما می کاشتند . قدر دانی می کنم از پروردگار آسمانها و زمین که بر ما منت نهاد تا دوباره تو را به امانت نزد خود داشته باشیم ... به امید آنکه در این مسیر سر بلند باشیم . و در آخر قدر دانی می کنم از تو -متین خوبم -برای همه عشق و محبت خالصانه ات به ما 

با همه عشق و امیدم برای تو ...............................................مامان طاهره

/ 2 نظر / 23 بازدید
آرش

اعتراف میکنم اولین بار که تو عمرم تقلب کردم سال اول ابتدایی سر امتحان ریاضی بود : پیس پیس (من خطاب به جلوییم) گردی عدد 9 سمت چپشه یا راستش ؟ جلوییم : چپ... من : چپ کدوم طرفه ؟!!!!!!!

مونا

طاهره عزیزم این نوشته رو که خوندم چند نکته مهم بهم تذکر داده شد و همین برای شب قدرم بسه اگه بفهمم وقتی که از خدا قدردانی کردی به خاطر همه سختیها یعنی چه اگه بفهمم که امانت بودن بچه ها پیش ما یعنی چه و... قدردان خداوندم به خاطر اشنایی با تو دوستم