مامان تاتا و بابا اصیل 3

فصل سوم زندگی آقا و خانم اصیل از وقتی شروع شد که سر و کله اولین فسقل خانشون پیدا شد . این فصل فعلاً ادامه دارد تا ورود فسقل خان های بعدی به امید خدا ...هورا

این فصل با نسیم خنک و برگهای زرد و نارنجی و صدای قج قجشون زیر پاها ، در زیبا ترین پاییز دنیا ها در شهر دل انگیز شیراز شروع شد . خجالتوقتی اولین نشانه های فسقل خان ظهور کرد ، شور مادری و پدری هم در آقا و خانم اصیل ظهور کرد ، و ناگهان اونها رو تبدیل کرد به مامان تاتا و بابا اصیل . نیشخند

در سحرهای این فصل گنجشکها و بلبل ها به افتخار این خانواده سه نفره ، زیبا ترین آوازهاشون رو می خونند و در روزهاش خورشید خانوم ، طلایی ترین و شاداب ترین پرتوهاش رو به سمت اونها می فرسته . در عصر هاش آسمون، آبی ترین رنگهاش رو نمایان می کنه و با منحصر به فرد ترین ابرهاش تابلوهای نقاشی جدیدی رو به اونها هدیه می کنه و در شبهاش ... ماه مثل یک چلچراغ ، آسمون زندگی شون رو روشن می کنه و ستاره ها با چشمکهای شیطونشون خبر های خوب و تازه برای فرداهاشون به ارمغان میارن . خلاصه با لطف خدای مهربون ، هر لحظه اونها پر شده از شادی و شور و نشاط ... مژه

البته این فسقل خان هم از وقتی اومده مثل همه فسقل خان های دیگهء دنیا ،روی پروژه های شیطونی خاص خودش کار می کنه و اونها رو به ترتیب ارائه می ده . اما خوب ، مامان تاتا و بابا اصیلش هم دست کمی از اون ندارن ... و مطمئناً می تونن به حساب هم رسیدگی کنن ! تعجب

مطمئنم که بابا اصیل بهترین و مهربون ترین بابای دنیاهاست .قلب اون با صبر و حوصله تمام ، تغییر حالات مامان تاتا رو پذیرفته و به اون در گذروندن این دوران خیلی کمک می کنه . تازه هر روز هم با فسقل خان صحبت می کنه . مامان تاتا هم که برای جبران ، به جز تشکر و قدر دانی های مکرر ، کار دیگه ای از دستش بر نمی یاد! بغل

یکی از بهترین لحظات این فصل جدید زندگی آقا و خانم اصیل ، خریدن کتابهای جالب و آموزنده برای خودشون و نینی فسقل خانشون هست .یول اونها هر روز 3 نفره می شینن و یه کم از کتابها رو با هم می خونن . به نظر مامان تاتا این هیجان انگیز ترین کاریه که می شه با نی نی انجام داد ... از خود راضیاون به خریدن کفش هم برای فسقل خان خیلی خیلی علاقه داره ... اینها هم هرکدوم دلیل داره . کتاب برای اینه که فسقل خان مدام چیز های تازه و خوب یاد بگیره و خوب در موردشون فکر کنه . کفش هم واسه اینه که خودش زودی بدوه و به جاهای مختلف بره و با چشمای قشنگش دنیا و زیبایی هاش رو ببینه ... وای که چقدر جذابه !!!

از وقتی فسقل خان جای خودش رو توی دل مامان تاتا و بابا اصیلش باز کرده قول همکاری در کلیه فعالیتهای زندگی رو هم داده . از اونجایی که این فسقل خان ما ، خیلی خوب و منطقی و حرف گوش کن و مهربون تشریف دارن ، خیلی خوب با مامان و باباشون تعامل دارن ! مثلاً اینکه در همه سفرها بدون ایجاد ناراحتی یا کج خلقی ، مامان و بابا رو همراهی کردن و خیلی خیلی بچه خوبی بودن و جا داره که همینجا از همراهی خوب و صمیمانه شون کمال تشکر رو به جا بیاریم .تشویق به علاوه تا اونجایی که بتونه به مامان و بابا در کارها کمک می کنه و اون موقعها پروژه های شیطونی رو متوقف می کنه و می گذاره که اونها در آرامش و سکوت به کارهاشون برسن . این هم جزء صفات خوب فسقل خان ماست که قرارشده بعدها ، به وضوح بروز کنه . گرچه خانم دکتر اشاره کردن که مدام در حال وول خوردن هستن ... به هر حال ما که ازش راضی هستیم . ان شاء الله که خدا هم ازش راضی باشه ... و ان شاء الله که اون هم از ما راضی باشه و مامان و بابای خوبی براش باشیم . امانت خدا رو هم به خوبی امانتداری کنیم و خدا هم از ما راضی راضی باشه ... به یاری خدا ... لبخند 

 

/ 9 نظر / 8 بازدید
من و سارا

سلام خانومی. پساپس عید شما هم مبارک باشه. می بینم که عید مسافرت بودید و فسقل خان شما هم اذیتتون نکرده و حسابی بهتون خوش گذشته. مواظب خودت باش.ممنون که به خونه ی ما سر زدی خانومی

مهدیه

سلاااااااااااااااام عزیزم ...... با اینکه یه کم دیر شده اما : سال نو مبارک خوش به حال نی نی خان که مامان و بابای باذوق و مهربونی مثل شما داره ... نی نی من 3 ماهه شده ... نی نی شما 3 ماه دیگه میاد توی بغلت !!!! هزااااااااااااااااااااااااار تا بوس

سایه - مامان نی نی

سلام مامان تاتا جون حالت چطوره ؟ سال نو مبارک ...[قلب] میبینم که کربلایی هم شدین [مغرور] زیارت تون قبول باشه . [ماچ] تموم نوشته هایی که نخونده بودمو خوندم ! از بارداریت لذت ببر و بشین با نی نیت کتاب بخون و از حس قشنگی که داره حسابی کیف کن . بارداری یه حسیه که وقتی تموم بشه و مدتی بگذره دلت براش تنگ میشه !

آسمان

سلام به مامان تاتا جون مهربون[خجالت] خوبی عزیزم ؟جوجت خوبه؟ الهی شکر که به سلامتی برگشتید [لبخند] الهی که همیشه سلامت و برقرار باشید و همیشه به مسافرت و الهی این مراحل هم بگذره و روی ماهشو ببینی[قلب][گل]

وقتی مامان گلی کوچک بود!

بی نظیر بود دوست خوبم..[گل][مغرور] خیلی خوشگل نوشته بودی عزیزم.. [دست] ببخش که دیر اومدم.. [شرمنده]کمی گرفتار شدیم از دست این خونه جدیده! بماند! [اوه] دیگه چه خبرا؟ خیلی دلم می خواست بعد تعطیلات بهت بزنگم هم واسه تشکرات ویجه و هم دلتنگی فزاینده بعد دیدار..[قلب]اما خوب ترجیح می دم واسه وقتی بیوفته که صدای خسته نداشته باشم گلم..[قلب] الهی که تو و فسقل خان خوشگلت و بابا اصیل خوبش زیر الطاف خداوندی به سلامتی و خوشبخت تر از دیروز ها و هر روزها باشین.. دلم برات یه دنیا تنگ.. به امید دیدار مجدد و به زودی زود [بغل][ماچ]

آسمان

سلام تنبل خانوم[چشمک] نکنه بازم مسافرتی[تعجب][زبان] هر جا هستی خوش باشید یا علی[گل]

آسمان

ای بابا کجایی خانومی؟؟[اوه][تعجب][لبخند][نیشخند][قلب]

مامان گلی کوچولو

طاهره خوبم.. الهی که سلامت و شاد باشی با گل نی نی نازت.. خوب باش و حال کن با حال و هوای خوشگل دلت..[ماچ][ماچ] دوست دارم هوار تا..[بغل][قلب][قلب][بغل]