روزهای خوش با تو بودن

ایام عید روزهای پر مشغله ای برای ما بود .. و البته پر از شادی . پسرم متین که در مدت این دو سال و 8 ماه یا حضور مامانی و بابایی (پدر و مادر من ) در شیراز رو تجربه کرده یا آدون دادا( مادر شوهرم ) در تهران –پ.ن.1 . در این ایام عید باآمدن آدون دادا و عمو محمد حسین به شیراز پیش ما و آمدن دایی و زن دایی و ساره کوچولو از تهران و البته همراهی مامانی و بابایی در خانه جمعمون جمع بود و متین از خوشحالی سر از پا نمی شناخت و انقدر سرزنده و شاد بود که انگار دنیا رو بهش داده بودن ... احساس کردم چقدر بچه ها می فهمن !!!سوال

قید های متین هر روز پیشرفت می کنه و تازگی عبارت متاسفانه نقل کلامش شده ! " – متین جان بیا!  -متاسفانه نمی تونم بیام!!!"تعجب

آهنگ" نمی دونم " رضا یزدانی رو باباش مدتی توی ماشین خیلی گوش می داد .راه می ره توی خونه  با صدای گرفته دو رگه اش می خونه :"نمی دونم چرا یادم نمی یاد! کجا دستای ما با هم گره خورد"!!!( اگر آهنگ رو شنیده باشید می دونید که خیلی زیر و بم های پیچیده ای داره و پسرم با صدای تنورش خیلی خوب از پسشون بر میاد!)پ.ن.2

متین عاشق مجموعه کارتونهای پت پستچیه . یک سری حیوون کوچولو داره( عروسکهای مسواک های رویال) که اسم هر کدومشون اسم یکی از شخصیتهای پت پستچی هست . مثلا جوجه تیغی "های جی" –گربه "جس" و خرگوش"آرتور"!بعد موقع بازی با اونها صداش رو برای هر شخصیتی تغییر می ده (عاشق این قسمت از بازیش هستم قربونش برم)قلبماچ

عاشق کتاب خوندن و به خصوص مجموعه شعر شیمو و می می نی هست . اگر دوستان کسی مجموعه شعر بهتری برای بچه های این سن با سبک مشابه یا بهتر سراغ داره خوشحال می شم ما رو راهنمایی کنید .

دیروز بعد از بحث طولانی با آقای همسایه سر موضوع صدای پیانو -http://mayatari.blogfa.com/9101.aspx- خسته و فرسوده اومدم سرم رو روی تخت گذاشتم .متین اومده پیشم می گه مامان چی شده؟! – مامان آقای همسایه دعوا کرده گفته دیگه پیانو نزن! – مامان نه ! پیانو بزن!!! خجالت( با مهربونی) حالا برات آب میارم حالت خوب می شه پیانو می زنی برام ..

آب آورده و می گه حالا پیانو نزنیا آخه من می خوام بخوابم بعد که پیانو می زنی من از خواب می پرم می خورم اون بالا!!!بعدا بزن!تعجب آخه من کی بزنم ؟!گریه

پ.ن.1: آدون دادا در واقع عبارت آنا جون به زبان کودکی متینه که به ترکی آنا همون مادره (مامان جون) و دیگه بین ما مصطلح شده!

پ.ن.2: هر وقت چند روز میایم تهران متین بخاطر آلودگی هوا تارهای صوتیش آسیب میبینه و صداش تا چند هفته دو رگه می شه جوری که انگار به سن بلوغ رسیده باشه!!!

متین در روزهای برفی بهمن ماه بعد از ساختن آدم برفی!

متین و ساره!

/ 8 نظر / 17 بازدید
مهسا

ای جان ، آخری چه عکس قشنگی بود ، خدا حفظشون کنه هر جفتشونو . متین خیلی بزرگ شده ماشاالله

مامان اميرمهدي كوشمولو

اي به قربانت رود خاله مهديه [بغل] شيرين عسلم با اون صداي دورگه ي مردونه ات [چشمک] رضا يزداني هم بخوني چي ميشـــــــــــي خاله.. [ماچ][ماچ] دلمون تنگ! [گل] راستي خاله گربه كوچولوت كه خونه ما جا موند رسيد به دستت؟ [لبخند] خوشحال شدي؟ حالا دو تا جس داري نه؟ [زبان] [قلب][گل][ماچ]

آسمان

سلام دوست خوبم ممنونم از بابت این دوستی که از گذشته ی دور باقی ماند فکر می کنم از دوران بارداریمان بود تا کنون انشاالله پر برکت باشد و ماندگار در ضمن ای به قربان این صدای دو رگه که اینقدر زیبا آهنگو ادا می کنه[بغل]

فاطمه

تا تا بیا بنویس.صد بار سر زدم خب عامو!

زهرا از نی نی وبلاگ۲۱۳

سلااااااااااام من زهرا هستم . دوست دارم اگه مایل باشی باهم تبادل لینک کنیم اگه آره منو به اسم نی نی 213 لینک کن و خبربده تا منم لینکتون کنم مرسییییییییییییییی [گل]