Lilypie Third Birthday tickers این روزها - ... حس قشنگ

... حس قشنگ

و من در آغوش خود دنیایی را می پرورم..

اسمت چیه؟

"سلاااام . من متین عسلی بابا هستم!!!"

پسرم اینجوری خودش رو معرفی می کنه!

"بسملا ه نحما نحیم. گل بهللاهو احد . اللا ه شمد. لم یلت یولت بلم نکل لهو کهن احد!"

اینجوری هم سوره توحید رو می خونه!

وقتایی که یه چیزی رو دلش نمی خواد اما ما ازش می خوایم که انجام بده غر می زنه و می گه : "ای بابا ... حالا چی کار کنم؟!"

عاشق شعر حسنی و ده شلمروده!

از صبح با کاسه قابلمه های مامانش داره کیک درست می کنه و میاره به ما می ده بخوریم ببینیم خوشمزه است؟

خیلی هم کمک مامانش گرد گیری می کنه!

به دود دود زدن ( فلوت) خیلی علاقه داره( آهنگ دلخواهش رو با دهنش می زنه اما توی فلوت!)

اما مددده( با آهنگ می رم مدرسه...جیبام پر از فندق و پسته! )

کلا تمام بازی هاش رو با شعر هایی که از خودش درمیاره می سازه.

دیروز با متین رفتیم پاساژی که نزدیک خونه مامان اینهاست . طبقه بالاش سرزمین عجایب داره . همینجوری که می گشتیم  من رفتم یه مانتو پرو کنم و متین رو هم با خودم بردم توی اتاق پرو. در رو که بستیم متین گفت رفتیم آسانسورسوار بشیم؟! منم خندیدم گفتم مامان جان شبیه آسانسوره. بعد متین یه کم صبر کرد و گفت حالا بالا می ره یا پایین ؟! منم گفتم دیگه رسیدیم تموم شد !

متین سوار ماشین پدالی توی پارک گریک دبی.شهر کودکان

متین با موهای کوتاه! در حال رفتن به تور صحرا

متین با پت پستچی که عشقشه

نوشته شده در جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ توسط مامان طاهره نظرات () |